پنجشنبه ۲۰ مهرماه ۱۳۲۹ سال اول شماره ۵

مطالب زیر از مهدآزادی پنجشنبه ۲۰ مهرماه ۱۳۲۹ سال اول شماره ۵ نقل شده است.

 

انقلاب!
مادامی که وحدت و یگانگی و صمیمیت معنوی در میان کلیه طبقات حکمفرما نشده و روح غرور و خودپرستی را هر کسی از افراد جامعه به نوبه خویش از خود دور نسازد محال و ممتنع است که این روزگار آشفته پایان یابد و شیرازه گسیخته و پاشیده، ترمیم شود و این دلسوزی‌ها و تشبثات بی‌جا و گفت و شنودهای نادرست و مقالات تند و تیز نویسندگان دلسوخته بدون ایجاد وحدت و طرد تشخصات بی‌معنی به غیر از خستگی افکار و تشنجات اعصاب مردم نتیجه مثبتی در بر نخواهد داشت.
تا وقتی که این جامعه پراکنده و متشتت و مختلف‌العقیده دور هم جمع نشده و مانند رادمردان صدر اسلام برادرانه در صدد چاره‌جوئی از تعدیات بیگانگان و مفسدین اجتماع برنیایند، جلوگیری از ایده‌ها و مرام‌های افراطی و تفریطی که مولود مادیگری و کبر و خیره‌سری جمعی و گرسنگی و بیچارگی و درماندگی جمع دیگر است، ممکن نیست. بنابراین سعادت هیچ ملتی جز به حقیقت‌پرستی و عدالت اجتماعی به معنای واقعی تأمین نخواهد شد این است که باید هرچه زودتر دانشمندان و صلحا در رأس عموم، متوجه مسئولیت سنگینی که بر عهده دارند، باشند و برای اصلاح ملک و ملت اقدامات عاجل و مؤثر عقلائی بنمایند تا این کابوس هولناک اختلافات داخلی و جهالت و نادانی را ریشه‌کن کنند و معنویات، بیش از این مورد تهدید قرار نگیرد و افراد خشمگین از محرومیت‌های وسایل زندگی بیش از پیش در نتیجه یأس و حرمان به ستوه آمده و با آتش غضب، خشک و تر را با هم نسوزانند.
گفتنی‌ها و نوشتنی‌ها و فحش و ناسزاهای زیادی به عده‌ای عناصر فاسد که برای نفع چند روزه و ارضای خاطر نامیمون خود، مملکت را آتش می‌زنند نثار گردیده اما به جای اینکه از مظالم خود دست برداشته و یا عجالتاً توقف بکنند، چنگال‌های زهرآگین خود را بر پیکر نحیف این ملت ستمدیده، فرو برده و فشار را شدیدتر کرده‌اند.
که چیزی نمانده با اندکی کمک عوامل خارجی دیگ پرجوش نارضایتی مردم ترکیده و قیامت بر پا شود.
منظور ما از انقلاب، نهضت فکری است که امروزه در رأس تمام داروهای مفید قرار دارد و باید هرچه زودتر برای به دست آوردن آن نوشداری حیات بشریت اقدام نمود تا حکومت یزیدی‌ها از سرتاسر جهان رخت بربندد.
حسین بن علی(ع) نه اینکه قادر نبود عده معتنابهی به دور خود جمع نموده و با اعوان یزید درآمیخته و بالاخره در سایه انقلابی خونین، موفقیتی به دست آورد لیکن هدف مقدس آن پیشوای عظیم‌الشأن این بود که کاری انجام دهد که تا دنیا دنیاست ستمگر و ستمدیده را در هر عصر و دوران، آگاه ساخته و مفهوم آیه «فاعتبرو یا اولوالابصار» را در نظر آنها مجسم سازد. همان طور که خودش می‌فرماید: من کشته شدم تا مردم عبرت گیرند. البته اگر ستمکاران با دیده عبرت بنگرند خواهند دید که ظلم یزید بر حسین(ع) و خانواده گرامی‌اش چه ثمره تلخی داشت و حتی خود یزید در اندک زمانی عبرت گرفته و شب‌ها سرش را به دیوار کوبیده و می‌گفت: مرا با حسین(ع) چه کار بود؟ متأسفانه کار از کار گذشته بود و با ریخته شدن خون پاک آن یگانه مرد عالم بشریت تا ابد ریشه استبداد خشک و اصول حق و عدالت با خون مقدس هفتاد و دو تن و یک تن آبیاری شده بود و هیچگاه یزیدی‌ها قادر نخواهند شد که نهال آن را از زمین برکنده و دور اندازند زیرا درختی که با خون پاک حسین بن علی(ع) برومنده شده، خشک نمی‌شود.
به عبارت دیگر، ستمدیدگان نیز باید درس عبرت گرفته و زیر بار ظلم و تعدی نروند برای آنکه باید به اهمیت حق و عدالت پی برده و ببینند که این دو اصل مهم تا چه حد برای عالم خلقت مفید است که رادمرد بزرگی مانند حسین(ع) جان و مال و کلیه هستی خویش را در مقابل آنها کوچک شمرد تا چه رسد به دیگران.
آن حضرت، در چنین روزهایی با لشکر خود با حر مصادف گشت و چون حر می‌خواست از در صلح درآید، به آن اراده حق چنین عرض کرد که اگر با یزید مخالفت ورزی، کشته خواهی شد. امام در پاسخ فرمود: آیا مرا از مرگ می‌ترسانی و در جواب تو همین کافی است که برادر او وقتی می‌خواست پیغمبر خدا را کمک نماید گفت: کجا می‌روی در صورتی که بدون شک در این سفر کشته خواهی شد. گفت: «سامضی و ما بالموت عار علی الفتی. اذا ما توی حقا و جاهد مسلما. و واسی الرجال الصالحین بنفسه. و فارق مثبورا و خالف مجرما» به مرگ می‌شتابم، وقتی که نیت مرد در راه حق و حقیقت باشد و برای اسلام جهاد کند و با جان خود در بین رجال صالح، مساوات برقرار نماید و از ستمکار جدا شده و با مجرمین مخالفت کند، مرگ برای او ننگی نیست.
آری مرگ در راه مرام مقدس و روشنی که در هر دو دنیا او را به افتخارات بزرگی نایل خواهد کرد، هیچگونه ارزشی ندارد.
زهی بدبخت کسانی که فدای مرام بیگانه‌پرستی و مملکت‌فروشی شوند. مرگ به هر حال از گریبان بشر گرفته و او را به جانب مقصد نامعلومی خواهد کشید و کشته شدن با شمشیر بهترین مرگ‌هاست. لیکن کشته شدن در هر بیغوله، شایسته نمی‌باشد و نباید این درّ گرانبها را که جان نامیده می‌شود برای هر خزفی از دست داد بلکه در ازاء بذل جان، به نعمت و افتخاری باید رسید که حسین بن علی(ع) و هفتاد و دو تن برای همان به جان‌های خود ارزش قائل نشده و در امواج خروشان خون، غوطه‌ور شدند.
بنابراین ای برادران و هم‌میهنان عزیز، درست است که رادمردان را سزاوار نیست که در مقابل ستمکاران خاموش بنشینند ولی باید شیوه بزرگان دین در نظر گرفته شده و طوری اقدام شود که به اساس دین و مملکت صدمه‌ای نرسد.
ف

همچنین ببینید

دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۳۲ شماره ۱۱۵

مطالب زیر از مهد آزادی روز دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۳۲ شماره ۱۱۵ نقل شده است. …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.