امکان مینا روی پرده سینما ها

۱۰۰ دقیقه – سیاسی اجتماعی
کارگردان:کمال تبریزی
تهیه کننده:منوچهر محمدی
بازیگران: میلاد کی مرام، مینا ساداتی، شاهرخ فروتنیان، بهرنگ علوی، شایسته ایرانی، سیامک صفری، فرزاد باقری، سیامک احصایی، بهادر مالکی، علی مردانه
خلاصه داستان:
تردید ، شک و سر انجام خیانت، زندگی عاشقانه مهران و مینا را به مسیر تازه‌ای می‌کشاند.
سایر عوامل:
نویسنده: فرهاد توحیدی/ مدیر فیلمبرداری: فرشاد محمدی/ تدوین: محمد رضا موئینی، هدی موئینی/ طراح گریم: سعید ملکان/ طراح صحنه و لباس: بهزاد کزازی/ مدیر صدابرداری: مهران ملکوتی/ مدیر تولید: مجید کریمی/ برنامه ریز و دستیار اول کارگردان: علی مردانه/ جلوه‌های ویژه بصری: بهنام خاکسار/ عکاس: زهرا مصفا/ دستیار کارگردان: محمد ثقفی/ مدیر تدارکات: سید رسول حاتمی
پخش:بنیاد سینمایی فارابی
نقد فیلم:
اگر نگاهی به کارنامه ی فیلمسازی کمال تبریزی بی اندازیم، متوجه تنوع در موضویت فیلم هایش می شویم، اساسا تبریزی دنبال یک سبک خاص یا یک ژانر به خصوص نرفته است و کوشیده است که هر سال فیلمی با مضمونی متفاوت جلوی دوربینش ببرد. از این بابت می توانیم تبریزی را کارگردانی تجربه گرا بدانیم البته که تبریزی نشان داده است از پس هر ژانری برمی آید اما موفقیت او بیشتر به دلیل ساخت فیلم های کمدی اش است، از لیلی بامن است تا مارمولک و طبقه حساس مهم ترین فیلم های تبریزی به حساب می آیند. اما نکته قابل تعجب یا قابل بحث این است که چه چیزی باعث شده است تبریزی از سینمای خودش فاصله بگیرد و رو به ساخت فیلم هایی بیاورد که مضمون و روایت آنها شبیه به
فیلم های سفارشی است.
سال گذشته در همین روزها طعم شیرین خیال که مشخص بود به سفارش محیط زیست ساخته شده را در اکران عمومی دیدیم یا همینطور فیلم پاداش با سانسور بیش از حدش که کلیتش را از دست داده بود در سینماها به نمایش در آمد، و حالا تبریزی با ساخت فیلم امکان مینا که در سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر در اکثر بخش ها نامزد دریافت سیمرغ شد، دست به تجربۀ جدیدی زده است، در خلاصه این فیلم آمده است، تردید شک و سرانجام خیانت، زندگی عاشقانه مهران و مینا را به مسیر تازه ای می کشاند ، همین خلاصه فیلم باعث می شود مخاطب علاقه ای برای دیدن این فیلم نداشته باشد چرا که این روزها خلاصه اکثر
فیلم ها درباره خیانت و عشق وشک است ، البته تبریزی فکر هوشمندانه ای کرده است که در خلاصه فیلمش ننوشته است این فیلم برای دهه ی اول انقلاب یعنی سال شصت و پنج است.
عشقی در فیلم پیدا نیست اگر هم پیدا باشد در حد چند دیالوگ به درد نخور است که عشق در آن معلوم نیست چرا که خیانت مینا اینقدر سریع و بی پرده رو می شود که ما نمی توانیم بفهمیم که مینا و مهران واقعا عاشق هستند یا نه. فیلم سفارشی ساختن بدی های بیش ازحدی دارد چرا که کارگردان وقت اضافه گویی ندارد و باید یک راست برود سر اصل مطلب، امکان مینا یک روایت کلی را پیش نمی گیرد و به زور می خواهد مخاطب را با پیچیدگی های بیهوده درام گمراه کند البته که تبریزی در بعضی از سکانس ها توانسته است مخاطبش را با فیلم همراه کند اما خبری از آن عشقی که در خلاصه فیلم آمده است نیست.
ما فقط دروغ و خیانت می بینیم آن هم به بدترین نوعش، وقتی مینا از کلاس کنکورش درمی آید و دزدکی به جایی دیگر می رود، خیانت شکل می گیرد، اما این خیلی زود است که ما بفهمیم موضوع از چه قرار است البته که می شود با توجه به حرفۀ مهران که خبرنگار روزنامه است و با فضای التهاب آور جنگ فهمید خیانتی در کار نیست و مینا تنها دارد برای یک گروهک خرابکار کار می کند، مینا این موضوع را از مهران پنهان کرده است و مهران بعد از شک های پی در پی اصل ماجرا را و اینکه مینا به چه کاری مشغول است پی می برد. شخصیت پردازی در امکان مینا آنقدر ضعیف است که مشخص نیست که مینا که حتی نمی تواند درست کلت را دستش بگیرد یا اینکه آن قدر حزبی بودنش برایش مهم باشد که به دستور مافوقش پای بند باشد و مهران را بکشد، چگونه به این گروهک راه پیدا کرده است؟اساسا کسانی که در اوایل انقلاب در این گروهک ها فعالیت می کردند آدم هایی آرمان خواه بودند و هدفی برای رسیدن به مقصود داشتند اما مینا هیچ هدفی ندارد و ما هیچ فعالیت حزبی از او نمی بینیم و این نمی تواند ما را قانع کند، اگر ما چند فعالیت حزبی از مینا می دیدیم آن گاه کلیت فیلم برای ما ملموس تر بود. مینا اینقدر ترسو است که وقتی مهران به او به یک دستی می زند ، به لکنت می افتد. سکانس های آخر اسلوموشن بودن دوربین و حمله مهران به آن خانه منافقین و کشتن آدم های جاسوس و خرابکار بیش از حد شبیه به بازی های کامپیوتری شده است.سکانسی که می توانست بهتر از این شود اما عجله و
بی دقتی در پایان بندی فیلم به شدت حس می شود.

Leave a Reply

Your email address will not be published.