نقش اعتقادات دینی مردم مراغه در رویارویی با اشغالگران کشور (۱)

قسمت اول                     کار تحقیقی از: سیدمسعود پیمان * و  یلدا رنجبر خراسانی**

مقدمه:
یکی از ادوار مهم و سرنوشت‌ساز کشورمان، که در پی ورود قوای اشغالگر ارتش سرخ بر خاک کشورمان آغاز شد نخستین سال‌های دهه بیست شمسی و بالاخص ظهور فرقه دموکرات آذربایجان است.
بیم آن می‌رفت که در این سال‌ها آذربایجان که در کشاکش نیروهای اشغالگر روس و عوامل بیگانه‌گرای هواداران پیشه‌وری بود با توسعه‌طلبی استالین و سیاست‌های مردم فریب عوامل داخلی او از خاک میهن جدا و به دامان اتحاد جماهیر شوروی سابق بیفتد اما با عنایت به روحیه مذهبی مردم این سامان و وجود بنیادهای مستحکم دینی و اعتقادات ساکنان آذربایجان این رویای اهریمنی، به حقیقت نپیوست.
در این سال‌ها آذربایجان به واسطه موقعیت جغرافیایی و وجود فضای مناسب برای رشد مرام اشتراکی بیش از سایر نقاط کشور جولانگاه اشغالگران و تبلیغ برای اهداف آنها بوسیله عوامل شوروی بود.
فضایی که به واسطه پشتیبانی از فئودال‌ها در روستاها و حمایت مزورانه آنها از کارخانه‌داران در شهرها ایجاد شد نارضایتی بیش از پیش مردم دیندار آذربایجان را به وجود آورده بود.
حوادث سال‌های ۱۳۲۴ -۱۳۲۵ نقطه عطفی در تاریخ سیاسی دنیا است. سخنی به گزاف نیست اگر بگوییم که در آن سال‌ها و در این منطقه از جهان بود که برای نخستین بار آمریکا این «جهانخوار نوپا» به ارزیابی قدرت و کارایی حریف خود پرداخت و درصدد برآمد به اصطلاح دندان‌های خرس قطبی را بشمارد!
وقتی بازارهای شهرهای آذربایجان در سوگ از دست دادن مرجع تقلیدشان مرحوم آیت‌ا… سیدابوالحسن اصفهانی چهل روز بسته شد.
نمایش بی‌نظیر دلبستگی عمیق مردم به اعتقادات و باروهای دینی، اشغالگران ارتش سرخ را به وحشت و حیرت انداخت، که نظام کمونیستی در آذربایجان هرگز پا نخواهد گرفت و استالین بناچار تصمیم گرفت که آذربایجان را رها کند.
در یک کلام باید گفت مردم آذربایجان حاضر بودند تحقیر و تهدید اشغالگران و شلاق فئودال‌ها، احجاف، بیماری و بیکاری را که در پی وقوع جنگ دوم جهانی در کشور بیداد می‌کرد تحمل کنند اما هرگز راضی نبودند که اعتقاداتشان پایمال شود.
در این پژوهش سعی شده است با نگاهی به حوادث پرآشوب آذربایجان در سال‌های جنگ جهانی دوم، تصویری کلی از رشادت و غیرت دینی مردان مبارز آذربایجان را در رویارویی با اشغالگران ارائه کند.
در این میان با مطالعه سیر مبارزاتی یکی از این مردان مبارز مراغه «شادروان حاج سیداسماعیل پیمان» از زبان یاران مبارز وی و اسناد منتشره، می‌توان به چشم انداز روشن و گویائی از وضعیت سیاسی و اجتماعی آذربایجان بویژه «مراغه» در رویارویی با اشغالگران و دفاع از هویت دینی و اسلامی کشور در دوره تاریخی دهه بیست به ویژه در سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۵ دست یافت.
ایران در محاصرۀ اشغالگران
جنگ جهانی دوم با تاجگذاری احمدشاه آخرین پادشاه قاجار مصادف شده بود، هرچند جشن تاجگذاری با جلال و عظمت برگزار شد اما آثار وحشت و نومیدی از اشغال کشور در چهره مردم نمایان بود.
با آنکه دولت ایران در آغاز جنگ اعلام بی‌طرفی کرده بود اما بیش از سایر کشورهای داخل در جنگ آسیب و خسارت دید و بی‌طرفی ایران از هیچ یک از دو طرف داخل در جنگ متحدین (آلمان – اتریش- عثمانی) و متفقین (انگلیس – روس – فرانسه) رعایت نشد و روس‌ها و انگلیس‌ها به بهانه حفظ منافع خود و اتباع خود به تثبیت نیروهای خویش در ایران پرداختند و عمده خاک ایران در مناطق شمالی و شمال غربی کشور اشغال و لگد کوب شد.
کار مداخله این اشغالگران متخاصم در امور داخلی ایران به جایی رسیده بود که روس‌ها در قزوین و تبریز از مردم مالیات می‌گرفتند و مانع اعزام نمایندگان آذربایجان به مجلس ملی می‌شدند و انگلیس‌ها در مقابل وام مختصر گمرک بوشهر را تصرف نموده و عواید آن را تصاحب می‌کردند.۱
با پیشروی اشغالگران روس و انگلیس به اکثر شهرهای ایران، جنگ بین‌المللی آثار خود را در ایران بیشتر نشان داد، امنیت در هیچ نقطه‌ای معنا نداشت و دزدی و راهزنی رواج پیدا کرده بود. خزانه مملکت خالی بود و بسیاری از استان‌های کشور سرپرست نداشت. شواهد و سندهای برجامانده در صفحات تاریخ حاکی از این است که با ورود اشغالگران قحطی و بیچارگی و بیماری بر اغلب شهرهای ایران بویژه آذربایجان مستولی شده بود.
از سویی خسارات وارده علاوه بر جنبه‌های مادی و اقتصادی از لحاظ روانی و میهنی کشور را در تنگنا قرار داده بود.
با بوجود آمدن اوضاعی چنین آشفته، باید پذیرفت چه بسا اگر امید و پایداری دینی و اعتقادات مذهبی مردم برای ادامه مقاومت و مبارزه در مقابل اشغالگران نبود امروز شهرهای اشغال شده ایران در جنگ جهانی دوم به راحتی مستعمره کشورهای متخاصم می‌شد.
فعالیت فریبندۀ اشغالگران در آذربایجان
سپیده دم سوم شهریورماه سال ۱۳۲۰ هواپیماهای مهاجم شوروی، با فروریختن اعلامیه‌هایی به زبان‌های فارسی و ترکی به مردم آذربایجان پیام دادند که می‌خواهند ملت ایران را از چنگ آلمان فاشیست نجات دهند حال آنکه در همان آغازین روز اشغال با فرو ریختن بمب، بسیاری از شهروندان مناطق شمالی ایران را به خاک و خون کشیدند.
از اولین روز هجوم ارتش شوروی به مرزهای آذربایجان دولتمردان اعم از نظامی و غیرنظامی مقدمات فرار را فراهم کردند و اشغالگران توانستند در اندک زمانی این منطقه را به محاصر خود در بیاورند.
اشغالگران شوروی در بدو ورود خود به آذربایجان با هدف همراه ساختن مردم و بی‌اثر ساختن تبلیغات ضدکمونیستی، به سالدات‌ها دستور داده بودند تا با آذری‌ها برادرانه رفتار کنند، آنها در باغ ارک همه را علیه بیماری‌های واگیردار واکسینه کردند و روزانه غذای گرم بین ندارها توزیع می‌نمودند.
روس‌ها در آذربایجان ایران به فعالیت‌های فرهنگی بیش از هر کاری اولویت داده بودند از این رو خانه فرهنگی شوروی‌ها در تهران و تبریز فعال بود. ۲
آن‌‌ها با چاپ پوستر، کتاب، روزنامه و مجله در آذربایجان شوروی و ارسال و پخش آنها در آذربایجان ایران، فرهنگ و ایدئولوژی سوسیالیستی را در بین مردم ترویج و اشاعه می‌دادند و دستگاه‌های سمعی و بصری، فیلم و سینما در هوای آزادی مرتب دنبال می‌شد.
ارتش سرخ مستقر در تبریز با انتشار روزنامه «وطن یولوندا» مردم را به استقبال از نظام کمونیستی ترغیب می‌نمود. تک‌فروشی روزنامه وطن یولوندا ۵۰ دینار بود. به این دلیل خیلی‌ها روزنامه را می‌خریدند، و بعد بتدریج در باکو نشریات متعددی به زبان‌های ترکی، آذری و فارسی انتشار یافت.
روس‌ها برای جلب اعتماد روشنفکران آذربایجان، کتاب فروشی مدرنی در جنب ساختمان دادسرای پیشین تبریز افتتاح کردند و مردم دسته دسته داخل مغازه کتاب‌فروشی می‌شدند و کتاب بسیار ارزان می‌خریدند.۳
در این دوران اگر چه متمکنین بویژه فئودال‌ها با خیال راحت نظاره‌گر اوضاع بودند و ندارها دلواپس و نگران بودند اما همه اقشار مردم متفق القول به این آرامش ظاهری و خدمات فریبنده بیگانگان اشغالگر را که دایه مهربان‌تر از مادر شده بود به دیده تردید نگاه می‌کردند و بر این باور بودند که در پس این چهره مردم‌داری و خدمتگزاری، توطئه‌ای بزرگ برای به تاراج بردن گنجینه‌های آنها نهفته است.
برای همین امر بود که در سال‌های اولیه اشغال کشور و شروع جنگ جهانی با وجود همه این خوش خدمتی‌های ارتش اشغالگر اولین مهاجرت عظیم مرکب از صاحبان فکر و سرمایه و صنعتکاران به تهران عزیمت کردند و تبریز از مغزهای متفکر خالی شد.
پانوشت و منابع:————-
* سیدمسعود پیمان: مدیر مسئول روزنامه بین‌المللی مهدآزادی
** یلدا رنجبر خراسانی: نویسنده و پژوهشگر تاریخ
۱ – میوه‌های دار – محمود پورشالچی- انتشارات زرین – ص ۷۴۲
۲ – سیری در کوچه‌های خاطرات -حمید ملازاده- انتشارات ارک- ص ۴۴-۴۳
۳ – همان -ص پیشین
ادامه دارد

همچنین ببینید

اردبیل خاستگاه اندیشۀ شکل‌گیری نخستین دولت شیعی در جهان (۴)

قسمت چهارم                  کار تحقیقی از: سیدمسعود پیمان …