قیام خونین ۱۷ شهریور و پیامدهای آن ( ۶ و آخر )

قسمت ششم و آخر                                از: محمد مهدی سیفی

۵ -تعمیق شکاف بین مردم و حکومت پهلوی
۱۷ شهریور ۱۳۵۷ جدایی میان ملت و حکومت را عمیق‌تر کرد و امکان هر نوع پیوستگی یا سازش را از بین برد. همچنین مشی مبارزه مسالمت‌آمیز در چارچوب قانون اساسی به منظور احیای نظام مشروطه به شدت زیر سوال رفت و روحیه تندروی و افراط‌گرایی در میان طیف‌های گوناگون مبارز و مخالف فراگیر شد و تلاش‌ها برای سرنگونی رژیم پهلوی به شکلی قهرآمیز و انقلابی مورد حمایت قرار گرفت.
۶ -تشدید سر درگمی آمریکا در برابر مسائل ایران
هم زمان با بحرانی شدن اوضاع و واقعه ۱۷ شهریور، روسای جمهور مصر، اسرائیل و آمریکا روز ۱۹ شهریور با شاه گفت‌وگو کردند. شاه در گفت‌وگو با کارتر واقعه ۱۷ شهریور را یک طرح شیطانی از سوی کسانی دانست که از برنامه ایجاد فضای باز سازی کشور بهره‌مند شده و از آزادی‌های اعطا شده علیه وی سوءاستفاده کردند. او خواستار ادامه حمایت‌های آمریکا شد و هشدار داد در غیر این صورت دشمنانش او را غافلگیر ساخته و بر وی پیشی خواهند جست.(۱) کارتر نیز در پاسخ به در خواست‌های شاه او را از جهات گوناگون مطمئن ساخت و حمایت صریح خود را از اقدامات سرکوب گرانه شاه اعلام کرد. دو روز پس از حادثه ۱۷ شهریور اردشیر زاهدی- سفیر ایران در آمریکا- با وارن کریستوفر- معاون وزارت امور خارجه آمریکا- در واشنگتن دیدار نمود. کریستوفر ضمن تاکید بر حمایت دولت آمریکا از ایران، خواستار رعایت اعتدال در اجرای حکومت نظامی شد. اما زاهدی اعلام کرد، کمونیست‌های سازمان یافته تظاهرات را ترتیب می‌دهند و دولت آمریکا همراه با نیروهای اپوزیسیون توطئه براندازی شاه را تدارک دیده است. کریستوفر این اتهام را ناروا خواند و اظهار داشت تضعیف اعتماد به نفس شاه در این زمان مهم‌ترین عامل بروز و گسترش شورش‌هاست.(۲) به هر حال، حقیقت این است که تا وقوع حادثه ۱۷ شهریور هیچ یک از سران کاخ سفید در ریاست جمهوری، وزارت خارجه و سازمان سیا، بحران ایران را جدی و نگران‌کننده نمی‌دانستند. آنان با اظهارنظرهای سطحی و خوشبینانه درباره توانایی تردیدناپذیر شاه در کنترل اوضاع کشور و خاورمیانه به حمایت خود ادامه می‌دادند.(۳)
در واقع می‌توان گفت واقعه ۱۷ شهریور نخستین زنگ خطر را برای زمامداران آمریکا به صدا درآورد. از همین زمان گروهی از سران آمریکا به بررسی دقیق‌تر و بازنگری کارشناسانه در حوزه مسائل ایران ترغیب شدند که ماحصل این بررسی‌ها چیزی جز سردرگمی هر چه بیشتر آمریکا در امور ایران نبود که با توصیه‌های ضد و نقیض به شاه همراه می‌شد و در نتیجه مسیر انقلاب را هر چه بیشتر هموار می‌ساخت.
نتیجه‌گیری:
بی‌تردید، قیام ۱۷شهریور را می‌توان به عنوان یکی از نقاط عطف مبارزات ملت مسلمان ایران علیه رژیم پهلوی دانست. ابعاد عظیم کشتار و سرکوب مردم بی‌گناه در این روز باعث شد تا انقلابیون و رهبران آن‌ها در حرکت خود مصمم‌تر گردند و در این بین رهبری مدبرانه حضرت امام خمینی(ره) نقشی به‌سزا داشت. حمایت‌های سران به اصطلاح دموکرات آمریکا از رژیم پهلوی در سرکوب مبارزین نیز باعث گردید تا ادعاهای به اصطلاح حقوق بشری و دموکراتیک آن‌ها در بین مردم رنگ ببازد و ماهیت اصلی آنان برای مردم ایران هرچه بیشتر نمایان گردد. در مجموع باید گفت قیام خونین ۱۷ شهریور عاملی موثر در تشدید مبارزات مردمی و تسریع در سقوط رژیم پهلوی به شمار می‌رود.
پاورقی:—————
۱ -غلام‌رضا نجاتی، تاریخ سیاسی بیست و پنج سال ایران، از کودتا تا انقلاب، صفحه ۹۲-۹۳
۲ -غلام رضا نجاتی ، پیشین ، صفحه ۹۴-۹۵
۳ -زبیگنیو، بروژینسکی، خاطرات برژینسکی صفحه ۲۶-۲۷

Leave a Reply

Your email address will not be published.