حکومت مخوف حزب بعث عراق از کودتا تا سقوط (۱)

       قسمت اول                                            از: صفاءالدین تبرّائیان

کودتای بعثیان
دار و دسته حزب بعث عراق، شامگاه ۱۷ تموز ۱۹۶۸م/ ۲۶ تیر ۱۳۴۷ش با انجام کودتایی بدون خونریزی، که چندی بعد بند و بست آن با سیاست‌ورزان و عوامل امنیتی انگلیس و آمریکا برملا شد، موفق به سرنگونی سپهبد عبدالرحمن عارف، سومین رئیس جمهوری تاریخ این کشور شدند. بعثیان دو هفته پس از قبضه قدرت، پاداش شماری از کسانی را که در به قدرت رساندن آنها کمک مؤثر و شایان نموده بودند با حذفشان از صحنه سیاسی، سپس تبعید و تصفیه فیزیکی، دادند.
بعثیان عفلقی خود را قوم‌گرای عربی از نوع رادیکال و هوادار افراطی پان‌عربیسم معرفی کردند. تضعیف حوزه‌های علمیه، تحدید و تهدید مرجعیت دینی، مبارزه با کردها و شیعیان، دوری جستن از ایران و همزمان کوفتن بر طبل وحدت عربی و ژست مبارزه با رژیم صهیونیستی گرفتن، عمده‌ترین برنامه‌های آنان در عرصه سیاست داخلی و خارجی بود. «تحت لوای دو شعار «وحده، حریه، اشتراکی» (وحدت، آزادی، سوسیالیسم) و «امه عربیه واحده، ذات رساله خالده» (یک امت عرب با رسالتی جاودان)، هیاهو و خیمه شب‌بازی پر طمطراقی به راه افکندند. تندروهای آن‌ها آشکارا «خوزستان» را «عربستان» و فلسطین اشغالی دوم معرفی کردند! تکاپوی بعثیان، انحراف افکار عمومی ملل عربی و جهان اسلام از رویارویی با رژیم صهیونیستی به سوی ایران بود.» (صفاءالدین تبرّائیان. انتفاظه شعبانیه، حماسه مقاومت اسلامی ملت عراق. تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۹۱، ص۶۲).
سردمداران بعثی باورهای خاصی داشتند. «به اعتقاد [احمد حسن البکر]، [امام حسین(ع)] سزاوار کشته شدن بود چرا که بر ضد حکومت یزید قیام کرد… وی خوارج را نماد یک جریان انقلابی عربی راستین می‌پنداشت و می‌گفت: اگر در عصر [امام علی(ع)] بودم به خوارج ملحق می‌شدم. ابوهیثم (منظور احمد حسن ‌البکر، رئیس جمهور کودتاچیان بعثی است) علاقه زیادی به معاویه داشت… [او] بسیار شکاک بود، حتی به همسر و پسرش شک می‌کرد. یک روز گفت: می‌ترسم هیثم (پسر البکر) با من کاری را بکند که پسر متوکل با پدرش کرد.» (من مذکـّرات حردان عبدالغفار التکریتی. به اهتمام عبدا… طاهر التکریتی، بیروت، منظمه الطلبه‌المسلمین العراقیین، بی‌تا، صص۱۲-۱۳، ۴۸، ۴۹٫ سپهبد حردان التکریتی از آفرینندگان کودتای ۱۷ تموز ۱۹۶۸ بود که پس از روی کار آمدن بعثیان مسئولیت‌های مهمی مانند وزیر دفاع، معاون رئیس‌جمهوری، عضو شورای انقلاب، جانشین فرمانده کل نیروهای مسلح، را عهده‌دار گردید ولی پانزده ماه بعد از کودتا از تمامی مسئولیت‌ها برکنار و کوتاه زمانی پس از آن توسط سردمداران رژیم عفلقی به قتل رسید)
بعثیان به هر کس شک می‌کردند او را بازداشت و از دم تیغ می‌گذراندند. آنان متخصص بر چسب‌زنی به افراد بودند. اتهام جاسوسی، انگ شایعی بود که تقریباً به بسیاری از مخالفان زده می‌شد و کیفر آن هم معلوم بود. شمار قربانیان ملت عراق در دوره حاکمیت ۳۵ ساله این باند تبهکار و جنایت پیشه بین یک تا هفت میلیون نفر ذکر شده است. (به گمان برخی پژوهندگان، چنانچه جمعیت عراق را پیش از کودتای بعثیان در نظر بگیریم، با امعان نظر به میانگین عادی و متوازن رشد نفوس کشور و در نظر گرفتن آمار قربانیان در خلال دو جنگ اول (با ایران) و دوم (با کویت و سپس ۳۳ کشور جهان) خلیج فارس، همچنین توجه به فرار و مهاجرت گسترده، در سال ۲۰۰۳، هنگامه سقوط صدام، جمعیت عراق می‌بایست چند میلیون نفر بیش از این باشد. قدر مسلم این که چند میلیون نفر عراقی در برهه مورد بحث ناپدید شده‌اند. منبع شفاهی: دکتر ابراهیم الجعفری، نخست وزیر سابق عراق و دکتر احمد چلبی، رئیس کنگره ملی عراق) نیم‌نگاهی به تصفیه‌های فجیع مقامات عالیرتبه سیاسی، نظامی، امنیتی عراق تنها در خلال سال های ۱۹۶۸ تا ۱۹۸۲ ما را بیش از پیش با ماهیت این دیوان درنده‌خو آشنا می‌سازد. (کنعان مکیه، محقق سرشناس شیعه عراق صورتی از ۳۴ کارگزار ارشد و بلندپایه عراق را که مورد تصفیه فیزیکی قرار گرفتند در اثر خود آورده است، نک: کنعان مکیه. جمهوریه الخوف. کلن، الجمل، ۲۰۰۹، صص۴۰۰-۴۰۵)
ادامه دارد

همچنین ببینید

حکومت مخوف حزب بعث عراق از کودتا تا سقوط (۳)

       قسمت سوم                      …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.