اردبیل خاستگاه اندیشۀ شکل‌گیری نخستین دولت شیعی در جهان (۴)

قسمت چهارم                  کار تحقیقی از: سیدمسعود پیمان * و  یلدا رنجبر خراسانی**

شیخ زاهد گیلانی با این پیوند زناشویى، داماد توانگر و سخاوتمند خود را به یک فرمانروا و حاکم صوفى مبدل نمود.
شیخ صفى‏الدین با سخاوتمندى خود توانست مریدان زیادى را جلب نماید. و مقام شیخ زاهد گیلانى را به ارث ببرد.
پس از مرگ شیخ زاهد، شیخ صفی‌الدین به اردبیل کوچید و با برپایی حلقه ارادتمندانش در خانقاه اردبیل تصوف را با آموزه های شیعی درآمیخت این طریقت‏بعد از آن به نام صفى‏الدین سلسله صفویه نام گرفت.
او چون پیر دانش را به رعایت ظواهر احکام شرعی ترغیب می‌کرد مورد خصومت فقیهان قرار گرفت مریدان شیخ صفی‌الدین نزدیک به صد هزار نفر بودند که از جنوب و شمال هند، سراندیپ، جنوب ایران، عراق و فلسطین، لبنان و شامات، قفقاز و مناطق مختلف جهان اسلام به اردبیل می‌آمدند تا با شیخ دیدار کنند و دو هزار نفر در خدمت او اشتغال داشتند.
اردبیل مرکز انبوه مریدان وى گردید در کثرت آنان گفته شده که فقط طى پنج ماه تنها از راه مراغه و تبریز سیزده هزار نفر به زیارت وى رفتند. (تاریخ شاه اسماعیل، ورقه‏۱۶ الف.)
در زمان او خانقاه اردبیل به قدری مورد توجه قرار گرفت که بعدها در زمان تیموری آنجا به عنوان بست یا دارالامان معروف شد و تیمور از پولی که قانونا حق خودش بود اراضی و دهات مجاور اردبیل را خرید و آنها را وقف مزار شیخ صفی کرد و مزار او را بست اعلام نمود. (ایران عصر صفویه – نویسنده لیوری- راجر- مترجم عزیزی- کامبیز – ناشر تهران صفحه ۱۳)
اگر به شخصیت معنوی و اجتماعی شیخ صفی‌الدین اردبیلی به عنوان شخصیت تاریخ ساز که زمینه‌ساز استقرار حکومت شیعی در ایران شده است نگاهی داشته باشیم می‌بینیم که علمای بزرگ شیعه مثل علامه مجلسی و شیخ بهایی او را با تعابیر بزرگ یاد کرده‌اند و از او به عنوان سلطان العارفین و برهان الواصلین یاد می‌کنند.
خانقاه اردبیل، اولین کانون تبلیغاتی دولت شیعی
از مهمترین عوامل موثر پیدایش صفویان در عرصه تاریخ ایران بعد از تشیع و تصوف (خانقاه اردبیل) می‌باشد.
صفویه که به پشتیبانى و جانفشانى گروهى از ترکمانان صوفى و شیعى متعصب موفق به ایجاد قدرت جنگى و نظامى واحد و دولتى به کلى متمایز از تمام دولت‌هاى اسلامى مشابه خود شدند، از مشایخ خانقاه و اولاد شیخ صفى‌الدین ابواسحاق اردبیلى بودند که در عهد فرمانروایى ایلخانان مغول به طاعات و کرامات صوفیانه در تمام آذربایجان و گیلان و نواحى اطراف شهرت یافته بود و رجال معروف عهد هم برای تحکیم و تأمین موضع خویش، نسبت به وى اظهار ارادت ‏مى‏کردند و با تقدیم هدایا و نذورات به خانقاه اردبیل برای کسب محبوبیت او را وسیله تقرب به خدا می‌دانستند، از این‌رو، خانقاه اردبیل، به کثرت و توالى این گونه نذورات و فتوح، توجه همگان را از همه جا جلب ‏مى‏کرد.
از سویی به خاطر ارتباط مشایخ این خانقاه با ارباب دولت و رجال عهد، مردم عادی به ویژه اقشار پایین دست و روستایى براى رهایى از مظالم حکام قدرتمند و صاحبان اقطاع که به زورگویى و تجاوزجویى معروف و موصوف بودند، تقرب به شیخ صفی‌الدین و خانقاه و فرزندان او را در اردبیل وسیله گره‌گشایى از کار خویش تلقى ‏مى‏کردند.
بدین گونه طى سال‌ها با توسعه تدریجى خانقاه شیخ در اردبیل، مریدان و دوستداران شیخ همه از دور و نزدیک براى زیارت یا جهت ارادت به خانقاه وى تردد مى‏کردند؛ و هر روز تعدادشان افزون‏ مى‏شد.
شاهزادگان تیموری بر سر راه لشکرکشی‌های خود در غرب به اردبیل می‌رفتند و به روسای این خانقاه ابراز احترام می‌کردند. (سمرقندی: مطلع السعدین جلد ۲ فصل یک صفحه ۴۰۷-۴۰۸)
به تدریج اردبیل و خانقاه شیخ به صورت یک کانون تبلیغاتی برای اندیشه‌های شیعی تبدیل شد و در اندک مدت فتیان و عیاران شهر هم براى کمک به آرا و احکام شیخ و سعى در گره‌گشایى از کار مراجعان و دادخواهان به خانقاه او پیوستند و این جمله همراه با آمادگى و کوششى که دیوانیان و امیران ولایات در اجراى درخواست‌ها و رعایت احوال شیخ نشان‏ مى‏دادند، حیثیت و اعتبار خانقاه اردبیل را در نزد عام و خاص تا حد زیادى بالا برد.
اغلب تابعان و حلقه یاران خانقاه‌نشینان اردبیل تربیت یافتگان شیخ زاهد گیلانی بودند که بعد از او به حلقه یاران شیخ صفی و بعدها به فرزندان وی پیوستند و از این طریق اولین کانون تبلیغاتی دولت شیعی را در طی سال‌ها پایه‌ریزی کردند و حیثیت و اعتبار خانقاه اردبیل را در نزد عام و خاص تا حدود زیادی بالا بردند.
در آن سال‌ها خانقاه اردبیل «مکان مقدس» تلقى مى‏شد که حتى از جانب سلطان عثمانى هم که تعدادى مریدان شیخ نیز رعیت و تبعه او محسوب مى‏شدند، براى مصرف شمع و چراغ مسجد و خانقاه، هر ساله مبلغى به عنوان «پول چراغ» یا چراغ آقچه‌سى، به خانقاه اهدا مى‏شد.
از عهد حیات شیخ صفى، بعضى امراى طالش و اکابر روم به خانقاه اردبیل تردد مى‏کردند اما به ویژه از زمان خواجه على سیاه‌پوش به بعد بود که یک عده اسیران آزاد شده تیمور به مریدان خانقاه ملحق شدند و محله‏اى به نام «رومیان» به وجود آمد که اهالى آن در ارادت به خاندان صفوى تعصب و علاقه بسیار نشان مى‏دادند و خود را آزاد کرده صفویه و صوفیان روملو مى‏خواندند و خانقاه اردبیل را که مقبره شیخ صفى‌الدین و خاندانش بود، به یک کانون تبلیغات شیعى که زیارتگاه مشتاقان و ملجأ ستمدیدگان و متظلمان بود، تبدیل کردند.
خواجه على هم از این فرصت طلایی استفاده کرد و هم آنها و ترکمانان دیگر نواحى را که شیعى و داراى عقاید غلات بودند، و از دور و نزدیک به خانقاه وى مى‏آمدند، در ضمن موعظه‌ها، براى اقدام به «خروج و ظهور دین حق» بشارت ‏داده و آماده مى‏کرد. براى این منظور، عده‏اى خلیفه براى تعلیم و ارشاد آنها منصوب و تعیین مى‏نمود.
شیخ خانقاه در نزد این مریدان و سایر طالبان طریقت، مرشد کامل و صاحب مرتبه ولایت و صوفى اعظم بود؛ بعد از وى نیز بر وفق وصیت یا رسم معمول، پسران لایق سجاده‌نشین، ولیعهد و صوفى اعظم خانقاه خوانده مى‏شدند.
ادامه دارد

همچنین ببینید

حکومت مخوف حزب بعث عراق از کودتا تا سقوط (۲)

       قسمت دوم                      …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.