نماد های تاریخی، فرهنگی، صنعتی و اقتصادی را احیا کنیم (مقوله سوم: شمس تبریزی)

۳-copy

در راستای احیای نمادهای تاریخی و فرهنگی تبریز در استقبال از تبریز ۲۰۱۸، یکی از پتانسیل‌های مهم در حوزه گردشگری تبریز، وجود عارف نامی قرن ششم و هفتم هجری شمسی، شمس تبریزی است که به عنوان شخصیتی جهان شمول در حوزه عرفان به گواه بسیاری از صاحبنظران و اندیشمندان می‌تواند به ظرفیتی قابل توجه برای گردشگری عرفانی در کشور تبدیل شود و تبریز به عنوان زادگاه شمس تبریزی برای توسعه فرهنگ و رونق گردشگری می‌تواند از این فرصت مغفول برای جذب بیشتر گردشگران خارجی و مسافران استفاده کند.
البته در سایه سکوت متولیان فرهنگ و هنر تبریز، تاکنون به توانایی بالقوه این پتانسیل ارزشمند در جذب گردشگران خارجی و علاقه‌مندان به مکتب شمس و مولانا توجه چندانی نشده است و در شهر تبریز به عنوان زادگاه شمس تبریزی جز نامگذاری یک پارک معمولی به نام شمس تبریزی و یک نماد در وسط باغ گلستان که آن هم به تازگی تعبیه شده است، نام و نشان و جایگاهی از شمس نیست تا گردشگرانی که از مسیر قونیه بعد از دیدار آرامگاه مولانا به شوق دیدن بارقه‌هایی از مراد و مقتدای مولانا به تبریز مسافرت می‌کنند از دیدن آن لذت ببرند البته تبریز به عنوان یک شهر تاریخی نه تنها یکی از گزینه‌های مسافرت گردشگران خارجی به خاطر وجود شمس تبریزی و انتساب شمس تبریزی به تبریز است بلکه در حوزه گردشگری داخلی نیز، بنابر نقل قول یکی از لیدرهای گردشگری استان (دریا محمدی) از زبان گردشگران بسیاری از هموطنان از سراسر کشور چون نام و آوازۀ مولانا را هم‌ردیف با شمس تبریزی شنیده و حس کرده‌اند به شوق دیدن و بوئیدن زادگاهش، به تبریز مسافرت می‌کنند حال آنکه وقتی به تبریز می‌رسند خبری از جایگاه شمس تبریزی نیست.

ولی فقیه و رهبر فرزانه انقلاب حضرت آیت‌ا… خامنه‌ای نیز بارها در فرمایشات خود به داستان‌ها و شعرهای مثنوی مولانا ارجاع و استناد نموده و حتی در مورد ضرورت بازآفرینی ارزش‌های هنری و معنوی مثنوی معنوی مولانا و شمس توصیه‌هایی کرده‌اند و چون امام راحل در باب معنوی مثنوی مولانا و شمس تبریزی نظر صریح ارائه داده‌اند.

البته در سایه غفلت و سکوت متولیان فرهنگی تبریز این بار گران و البته باارزش را چند سالی می‌شود که شهرستان خوی به عنوان بارگاه شمس تبریزی بر دوش می‌کشد و با برنامه‌ها و همایش‌های بزرگداشت شمس، توجه گردشگران را به خود معطوف داشته است اما آنچه که مایه تاسف است این که در این نکوداشت‌ها که با کمترین امکانات و زیرساخت‌های گردشگری در خوی انجام می‌گیرد. نامی از تبریز و یادی از تبریز به عنوان زادگاه شمس برای گردشگران و مسافران برده نمی‌شود، حال آنکه باید به دور از غوغاسازی‌ها برنامه‌ها و پاسداشت این عارف نامی منتسب به تبریز را در برنامه‌های مشترکی میان تبریز و خوی برگزار کنند و نقش تبریز به عنوان شهر تاریخی و زادگاه شمس تبریزی پررنگ‌تر و محوری‌تر باشد.
در عصری که تمام مفاخر و مشاهیر و میراث فرهنگی ما توسط بیگانگان و کشورهای اطراف به تاراج می‌رود و از آن به عنوان اهداف اقتصادی و رونق کشورشان سود می‌برند جای بسی ‌تعجب است که هنوز متولیان فرهنگ و گردشگری از این فرصت‌های ناب غافل مانده‌اند.
امروزه تمام تلاش‌های ترکیه برای بزرگداشت مولانا نه برای ارج دادن به اقدامات فرهنگی و عرفان مولانا بلکه با اهداف اقتصادی و در ادامه فعالیت‌های گسترده افزایش درآمدهای فراوانش در عرصه‌ گردشگری است متولیان این شگردها چنان برای تصاحب مولانا و حذف اشعار فارسی مولانا جوسازی کرده‌اند که گویا مولانا اصلا شعر فارسی نگفته و ایرانی نبوده است در کنگره‌های بسیار باشکوه و جهانی که برای پاسداشت مولانا می‌گیرند هیچ‌گاه به جایگاه زبان فارسی و اشعار فارسی مولانا اشاره‌ای نمی‌شود. در چنین هجمه فرهنگی باید بدانیم که شمس مقتدا و مراد مولانا بود و مولانا قبل از آشنایی با شمس یک شاعر معمولی بود و بدانیم که افکار بلندش مدیون آشنایی با شمس بوده است.
هم اینک متولیان فرهنگی ترکیه نه تنها به تصاحب مولانا رضایت نداده‌اند بلکه مقامات رسمی و محافل فرهنگی و مردمی ترکیه چون از این راه به رونق اقتصادی دست یافته‌اند کار را گسترش داده و بحث مقبره شمس تبریزی را نیز پیگیری کرده‌اند و به زعم خود مدعی هستند که مقبره شمس تبریز هم در قونیه است.

بنیانگذار کبیرانقلاب اسلامی که مجتهدی والامقام و عارفی دلباخته و معلم اخلاق بودند با مثنوی مولانا مانوس بوده و درباره مولانا تعابیری چون عارف معنوی، عارف مشهور، عارف رومی به کار برده‌اند و شمس تبریزی را پیر و مراد کامل نامیده‌اند

محافل فرهنگی ترکیه چنان از محبوبیت و شهرت مولانا و شمس تبریزی در گستره گردشگری عرفانی جهان سود برده‌اند که فیلم‌سازان هالیوود هم روی آن سرمایه‌گذاری کرده از و قرار است در آینده نه چندان دور فیلم زندگینامه مولانا و شمس با بهره‌گیری از بهترین بازیگران سرشناس هالیوود از جمله دی‌کاپریو ساخته شود در این مجموعه استفاده کنند از طرفی ترکیه به مقوله محل دفن شمس نیز اهمیت و حساسیت خاصی نشان داده و روی آن سرمایه‌گذاری کرده‌ است که بیست تا سی سایت به زبان‌های مختلف در کشور ترکیه و در فضاهای مجازی بر این موضوع متمرکز شده‌اند و برگزاری گنگره شمس را در خوی زیر سوال برده‌اند و حتی برخی از این سایت‌ها اسناد و مدارکی مربوط به وجود مقبره شمس نیز انتشار داده‌اند.
من خودم در سال‌های اخیر در جریان بازدید از مقبره مولانا، در قونیه یک ساختمان مخروبه بسیار نامناسبی را دیدم که آرامگاه شمس معرفی می‌کنند و اینک که همایش بین‌المللی شمس تبریز در خوی برگزار می‌شود به نظر می‌رسد مقامات فرهنگی ترکیه بیم دارند رونق، گردشگران و توریست‌هایی را که به قصد دیدن بارگاه مولانا به قونیه می‌آیند شکسته شود و یا به سوی ایران کشانده شود .
حال با چنین برنامه‌ها و شگردهایی که کشورهای بیگانه برای سرمایه‌گذاری روی مشاهیر و بزرگان تاریخی ما انجام می‌دهند باید سالانه مراسمی داشته باشیم و بزرگداشت شمس را با تبلیغات فراملی بالاتر از گنگره بزرگداشت مولانا در قونیه بگیریم، در چنین شرایط بحرانی که دیگر کشورهای همجوار از عراق و حتی پاکستان و هندوستان و کشورهای اطراف خزر و به تازگی برخی از شیخ‌نشینان حوزه خلیج‌فارس بزرگان و مشاهیر ما را به نام خود منتسب می‌کنند صحیح نیست که ما در داخل دچار تشتت و یا غفلت و سکوت شویم لااقل به اعتبار پسوند تبریزی بودن شمس تبریزی باید در کلانشهر بزرگی مثل تبریز که از نظر فرهنگی در آسیای میانه بی‌بدیل است. از توانایی بالقوۀ این چهره شاخص جهانی در جذب گردشگران خارجی و علاقه‌مندان به مکتب شمس و مولانا استفاده کنیم و تنها به برنامه‌های اندک اکتفا نکنیم.

 بی‌شک گردشگران و بازدیدکنندگان مقبره مولانا از سراسر دنیا مشتاق دیدار تبریز هستند و تجلی اندیشه‌های مولانا را در این دیار می‌بینند و متولیان این امرباید پرونده حضور شمس در تبریز را دوباره باز کنند و مسیر توسعه گردشگران داخلی و خارجی را به طرف تبریز بکشانند

برنامه‌های بزرگداشت شمس در خوی به عنوان زادگاه شمس تبریزی اگرچه کار ارزنده‌ای است اما به تنهایی کافی نیست و در خور شمس تبریز نیست و خوی امکانات و زیرساخت‌های کافی برای پذیرش مسافران و گردشگران خارجی را ندارد حال آنکه تبریز به عنوان زادگاه شمس تبریزی دارای امکانات بسیار برای جذب گردشگر است و متولیان فرهنگی استان و بنیاد شمس خوی باید بنابر مصلحت‌های اقتصادی و رونق گردشگری در هر دو منطقه، در برنامه‌های مشترکی اهم برنامه‌های کنگره بزرگداشت شمس را در تبریز شکل بدهند و مهمان‌ها را برای دیدار و بازدید از مقبره منتسب به شمس در خوی ببرند در واقع تمرکز این بزرگداشت‌ها در خارج از شهر تبریز می‌تواند لطمه زدن به شخصیت شمس باشد.
احیای باغ گلستان به عنوان مقبره‌العرفای تبریز و محل احتمالی مقبره شمس تبریزی راهگشای خوبی برای اجرای هدفمند این پتانسیل مغفول برای آینده گردشگری تبریز بوده و می‌توان در این باغ اشعار، مقالات و گلچین مطالب شنیدنی و خواندنی مولانا و شمس را با خلاقیت‌های هنری، با نصب مجسمه‌ها، نمادها و شعرها به جلوه درآورد.
البته خوشبختانه بعد از آنکه ما مقوله نخست احیای منابع تاریخی و فرهنگی تبریز را در استقبال از تبریز ۲۰۱۸ دربارۀ احیای باغ گلستان نوشتیم مطالب این مقاله با استقبال مردم و عکس‌العمل‌های مثبت مسئولین روبه‌رو شد و نتایج پرباری حاصل شد به گونه‌ای که بعد از این مقاله شهردار پرتلاش منطقه تاریخی تبریز آقای مهندس تیزپاز و آقای سعید حاجی‌زاده رئیس کمیسیون فرهنگی شورای اسلامی کلانشهر تبریز نیز لزوم احیای باغ گلستان را یادآور شدند.
در مجموع باید گفت شمس تبریزی به عنوان شخصیتی جهان شمول و عرفانی به گواه بسیاری از صاحب‌نظران و اندیشمندان به ظرفیتی قابل توجه برای گردشگری عرفانی برای همه ایرانیان است و تبریز به عنوان زادگاه شمس تبریزی می‌باید به بهترین شکل برای توسعه فرهنگ و رونق گردشگری به عنوان زادگاه و خوی به عنوان بارگاه استفاده شود.
بی‌شک گردشگران و بازدیدکنندگان مقبره مولانا از سراسر دنیا مشتاق دیدار تبریز هستند و تجلی اندیشه‌های مولانا را در این دیار می‌بینند و متولیان این امر باید پرونده حضور شمس در تبریز را دوباره باز کنند و مسیر توسعه گردشگران داخلی و خارجی را به طرف تبریز بکشانند و از این گذر نه تنها، جغرافیای عرفانی و گنجینه‌های خزائن فرهنگ و ادب ایران بی‌هیچ حد و مرزی به نمایش گذاشته خواهد ‌شد بلکه در کنار آن رونق اقتصادی و آوازه جهانی در سال ۲۰۱۸ به تبریز به عنوان پایتخت گردشگری اسلامی اضافه خواهد شد.

شمس تبریزی به عنوان شخصیتی جهان شمول و عرفانی به گواه بسیاری از صاحب‌نظران و اندیشمندان به ظرفیتی قابل توجه برای گردشگری عرفانی برای همه ایرانیان است و تبریز به عنوان زادگاه شمس تبریزی می‌باید به بهترین شکل برای توسعه فرهنگ و رونق گردشگری به عنوان زادگاه و خوی به عنوان بارگاه استفاده شود

در خاتمه برای اینکه گنجینه افکار الهی مولانا و شمس تبریزی را بهتر بشناسیم شایسته است که مقام عرفانی و جایگاه ارزشمند شمس تبریزی و مولانا را از دیدگاه بنیانگذار انقلاب اسلامی امام راحل و رهبر فرزانه انقلاب نقل بکنیم.
بنیانگذار کبیرانقلاب اسلامی که مجتهدی والامقام و عارفی دلباخته و معلم اخلاق بودند با مثنوی مولانا مانوس بوده و درباره مولانا تعابیری چون عارف معنوی، عارف مشهور، عارف رومی به کار برده‌اند و شمس تبریزی را پیر و مراد کامل نامیده‌اند و مکتب عرفانی و زبان عرفانی را در مقایسه با سایر طوایف علمی، نزدیک‌ترین مکتب به قرآن و ائمه اطهار دانسته‌اند، و در دیوان شعری که از امام راحل به چاپ رسیده است ابیات زیادی وجود دارد که عشق بر عقل ترجیح یافته و از واژه‌ها و اصطلاحات عرفانی شمس و مولانا استفاده کرده اند اگر چه نقدهای امام(ره) بر جهله صوفیان و صوفیه نیز قابل تامل است اما آنچه مهم است این که امام از عرفان مولانا و شمس دفاع کرده و آنها را اهل معرفت نامیده‌اند.

در شهر تبریز به عنوان زادگاه شمس تبریزی جز نامگذاری یک پارک معمولی به نام شمس تبریزی و یک نماد در وسط باغ گلستان که آن هم به تازگی تعبیه شده است، نام و نشان و جایگاهی از شمس نیست تا گردشگرانی که از مسیر قونیه بعد از دیدار آرامگاه مولانا به شوق دیدن بارقه‌هایی از مراد و مقتدای مولانا به تبریز مسافرت می‌کنند از دیدن آن لذت ببرند

ولی فقیه و رهبر فرزانه انقلاب حضرت آیت‌ا… خامنه‌ای نیز بارها در فرمایشات خود به داستان‌ها و شعرهای مثنوی مولانا ارجاع و استناد نموده و حتی در مورد ضرورت بازآفرینی ارزش‌های هنری و معنوی مثنوی معنوی مولانا و شمس توصیه‌هایی کرده‌اند و چون امام راحل در باب معنوی مثنوی مولانا و شمس تبریزی نظر صریح ارائه داده‌اند. و در یکی از سخنرانی‌های خود در رابطه با عرفان مولانا و مثنوی می‌فرمایند:
«… بخش مهمی از شعر آیینی ما می‌تواند متوجه مسائل عرفانی و معنوی بشود و این هم دریای عظیمی است. شعر مولوی را نمی‌بینید اگر فرض کنید کسی به دیوان شمس به خاطر زبان مخصوص و حالت مخصوصش دسترسی نداشته باشد که خیلی از ماها دسترسی نداریم و اگر آن را کسی یک قدری دوردست بداند، مثنوی مولانا همانطور که خودش می‌گوید:۱ و هو اصول، اصول اصول‌الدین. واقعاً اعتقاد من هم همین است یک وقتی مرحوم آقای مطهری از من پرسیدند نظر شما راجع به مثنوی چیست؟ گفتم به نظر من مثنوی همین است که خودش گفته: و هو اصول… ایشان گفت درست است، من هم عقیده‌ام همین است …»۲
توضیحات:—————-
۱ – اشاره رهبر انقلاب به دیباچه مثنوی معنوی است (هذا کتاب المثنوی و هو اصول اصول اصول‌الدین فی کشف‌الاسرار الوصول و الیقین…)
۲‌- دیدار با جمع شعرا در ۶/۲۵/ ۱۳۸۷

همچنین ببینید

ساماندهی تعطیلات از خواب زمستانی بیدار شد!

به عقیده برخی از کارشناسان در صورت توزیع تعطیلات لحاظ کردن تعطیلات زمستانی می‌توان ترافیک …