آقای گل سابق از فوتبال تبریز می گوید

مصاحبه اختصاصی

فوتبال تبریز و آذربایجان از دیرباز مهدفوتبال ایران به شمار می رود و طبق اسناد موجود اولین بلیط تماشای فوتبال در کشور در تبریز چاپ گردیده و اولین لژیونرفوتبال کشور نیز از تبریز و آذربایجان بوده که نشان از قدمت فوتبال در این منطقه را دارد.
خبرنگار مهدآزادی/ وحیدارضی/ جدای از تاریخچه قدیمی فوتبال کشور در سال های بعد از انقلاب و قبل از حرفه ای شدن لیگ برتر فوتبال کشور، در سال های انتهایی دهه ۶۰ یک رومانیایی به نام واسیلی گوجا که به عنوان تکنسین وارد کارخانجات عظیم تراکتور سازی شده بود، به عنوان سرمربی تیم فوتبال تراکتور سازی منصوب گردید.
در آن سال ها واسیلی اولین مربی خارجی فوتبال کشور بعد از انقلاب نام گرفت و کارها و امورات مربوط به فوتبال را در باشگاه تراکتورسازی حرفه ای کرد. از آن سال ها بود که فوتبال تبریز جان دوباره‌ای گرفت و برای اولین بار در بین تیم های شهرستانی تراکتورسازی توانست در اوایل دهه هفتاد برترین تیم ایران لقب بگیرد و بازیکنانی از این تیم پرطرفدار شهرستانی به تیم ملی دعوت شوند و ستارگان زیادی را نیز به فوتبال کشور معرفی نماید. از بازیکنانی که سال ها در قالب تیم تراکتور سازی درخشیدند افراد زیادی را می توان نام برد، کریم باقری ، برادران دین محمدی ، اکبرذوالمجدیان ،جواد شالچی ،برادران خطیبی، حسین حسندوخت و غیره از آن بازیکنانی بودند که توانستند در آن سال هاخود را به فوتبال ایران معرفی نمایند.
«حسین خطیبی»جوان باریک اندام و گلزن تراکتور سازی از آن جمله بازیکنان اشاره شده بود که دعوت مارا با متانت پذیرفت و ساعاتی در مورد فوتبال تبریز و سال های خوش و بیاد ماندنی دهه هفتاد به صحبت پرداختیم.
خطیبی مثل تمام فوتبالیست ها فوتبال را از زمین های خاکی و کوچه پس کوچه های تبریز آغاز نمود و طبق صحبت هایش در یک خانواده پرجمعیت و فوتبالی به دنیا آمد.

آقای گل سابق لیگ آزادگان خودرا اینچنین معرفی می نماید:

من حسین خطیبی در محله خطیب شهر تبریز به دنیا آمدم . ۶ برادر و یک خواهر بودیم که دو برادرم شهید شدند و دو برادرم نیز جانباز هستند . همه خانواده ما فوتبالی بودند و حتی حمید برادرم که شهید شد از لحاظ فنی و فوتبالی حتی از رسول و من هم سرتر بود و برادر بزرگم که عظیم است یک فوتبالیست قابلی بود و از تیم شرکت نفت بازی می کرد ولی بعد که جنگ شد به جبهه رفت و سرش به جنگ گرم و در نهایت جانباز شد و نتوانست به فوتبال بپردازد و هم اکنون جای پدر ماست و با اینکه پدرمان را ازدست داده بودیم از من و رسول حمایت کرد تا مادوتا بتوانیم به شکل حرفه ای به فوتبال بپردازیم .

چگونه به فوتبال تبریز معرفی شدید؟

در محلات و مدارس فوتبال بازی می‌کردیم که توسط آقای ناصر تبار اولین مربی عمرم به تیم ناحیه دعوت شدم که جادارد از همین جا از وی تشکر کنم و بعدها که امتحانات نهایی شروع شده بود و در محوطه راه آهن به درس و مشق می پرداختیم ، برای تفریح گل کوچک بازی می کردیم و آقای نیل فروشان که اتفاقی از آنجا می  گذشت از بین بچه ها بنده را صدا کرد و گفت: «در کجا بازی می‌کنی» و من هم جواب دادم در مدرسه و محلات. بعد به من گفت که می توانی فردا برای تمرین نوجوانان به باغشمال بیایی ؟ و من جواب دادم بله. فردا آن روز رفتم باغشمال که سرمربی نوجوانان تبریز آقای صباحی بودند. یادم نرفته بگویم که آن شب تا صبح من از خوشحالی نخوابیدم و فردای آن روز به تمرین رفتم و به خاطر استیل و درخشش در نوجوانان مدارس، توسط آقای شهابی به تیم نوجوانان تراکتور سازی معرفی شدم ، که در آن زمان آقای مجید سوزنده سرمربی نوجوانان تراکتور سازی بود . فوتبال باشگاهی بنده از آن زمان شروع شد و بعد ها به تیم  جوانان و امید تراکتور سازی پیوستم که آقایان قاسم آهنگری و حسن آذرنیا مربیان بعدی من بودند . درسال ۶۷ که در تیم جوانان بازی می کردم توسط آقای هدایت مهاباد پور به بزرگسالان تراکتورسازی پیوستم و این هم آن زمان اتفاق افتاد که دربازی تمرینی بین جوانان به تیم بزرگسالان گل زدم و آقای هدایت مهابادپور که به جوانان خیلی بها می داد، من را به تیم اصلی تراکتور سازی دعوت نمود که باز هم از طریق روزنامه شما از همه مربیانم که برای بنده زحمت کشیده اند تشکر می کنم.
در آن سال ها حسن آذرنیا نیز به تیم بزرگسالان آمد ، من پدیده تراکتور سازی شده بودم و این مقارن شد با آمدن واسیلی گوجا به تبریز . حسن حبیبی سرمربی آن زمان تیم ملی امید من را به تیم ملی دعوت کرد که در آن سال یحیی گل محمدی، افشین پیروانی ، آقاجانیان ، خداداد عزیزی،رضا شاهرودی،داداش زاده، ماجدی و غیره هم در تیم ملی بودندکه بهترین تیم ملی امید تاریخ کشور را داشتیم و باتوجه به کم بودن سهمیه تیم های آسیایی از بین ۵ تیم فقط یک تیم می توانست به المپیک صعود کند و در مقدماتی المپیک ۱۹۹۲بارسلون که متاسفانه نتوانستیم به المپیک صعود کنیم  ، من آقای گل شدم. تیم ملی امید درآن زمان آن‌قدرخوب بود که در سال ۷۰ وقتی علی پروین سرمربی تیم ملی ایران بود و تیم امید توانست در یک بازی دوستانه تیم ملی بزرگسالان را دو برصفر شکست دهد و اکثر بازیکنان آن زمان همه تبدیل به ستاره شدند و در فوتبال ایران خوش درخشیدند .

تفاوت فوتبال دیروز و امروز را در چه می بینید و وضعیت قرارداد ها چقدر با الان فرق دارد؟

در آن سال ها پول معنا نداشت و همه نوجوانان و جوانان آرزو داشتند یک روزی در تراکتورسازی بازی کنند وقتی تمرین نوجوانان تراکتورسازی تمام می‌شد بعد از تمرین به تماشای تمرینات بزرگسالان می رفتم و از این کار لذت می بردم، این مساله برای من و همبازی هایم خیلی خوشایند بود .
به خاطر علاقه و تعصبی که در بین ما بود، پول اهمیتی برای ما نداشت ، رنگ پیراهن و نام تراکتورسازی در بالاترین درجات بود که اهمیت داشت. تا اینکه واسیلی گوجا آمد و تیم تراکتور شکل حرفه ای به خودش گرفت و اولین قراردادها منعقد شد و من اولین حقوق ماهانه ام که دوازده هزار تومان بود را گرفتم که قبل از آن هنگام بستن قرارداد هیچ پولی پرداخت نمی شد وحتی در قرار دادها نیز جای پول خالی می ماند.
در سال های بعدی که سوم لیگ آزادگان شدیم ، تیم های باشگاهی شهرستان ها با توجه به الگوی تراکتورسازی حرفه ای تر شدند و تیم های شهرستانی قدرت گرفتند ، و با ما قراردادهای حرفه ای بسته شد و سالانه پیش پرداخت ۲۰۰ هزار تومانی در قرار  دادهایمان منعقد شد.

واسیلی گوجا چه تاثیری بر فوتبال تبریز و تراکتورسازی داشت؟

قبل از واسیلی ، همه تیم های باشگاهی کشور فوتبال حتی پایین تر از آماتور بود و تیم ها هفته ای سه بار تمرین می کردند ؛ هرکس دنبال کار خودش می رفت و تراکتورسازی هم در زمان مهابادپور و آذرنیا آن شکلی بود، امکانات نبود و مربیان هم تا آخرین توان زحمت می کشیدند ولی چون حرفه ای نبودیم، زیاد پیشرفت قابل توجهی نداشتیم.اما بعدها که واسیلی وارد فوتبال شد وضعیت فرق کرد وی جلسه  ای با مدیران برگزار نمود و گفت اگر بخواهیم فوتبالمان پیشرفت کند باید امکانات زیادی در اختیار من گذاشته شود و تمامی بازیکنان در طول هفته در اختیار من باشند . اینگونه بود که اولین تیم حرفه ای فوتبال کشور بعد از انقلاب تراکتورسازی نام گرفت و آن تاثیرات مهمی که واسیلی داشت به تمامی فوتبال کشور اثر کرد و پیرو عملکرد تراکتورسازی، تیم های تهرانی و شهرستانی عمل نمودند و فوتبال در کشورمان اندکی حرفه ای شد. تمرینات شکل حرفه ای به خود گرفت و قرار دادهای اصولی منعقد شد و واسیلی یک جوانگرایی اساسی انجام داد و نسل جدید فوتبال تبریز شکل گرفت که پایه های تیم ملی را تشکیل داد مربیان تیم ملی را که به شهرستان  ها زیاد اهمیت نمی دادند مجبورکردند تا از شهرستان ها هم بازیکن به تیم ملی دعوت کنند و در آن برهه من  ، سیروس دین محمدی و کریم باقری به تیم ملی دعوت شدیم و بعد ها نیز ستار همدانی  ، یونس باهنر ، اسماعیل هلالی ، علیرضا اکبرپور ، استاد اسدی ، حیدر حعفری، مرحوم رضاحسن زاده و غیره به تیم ملی دعوت شدند وتقریبا بیش از یک دهه بازیکنان زیادی از تبریز، تیم ملی را تامین کرد.
ولی الان فوتبال خیلی فرق کرده است و فوتبال پایه ما ضعیف شده و به بازیکنان بومی اصلا بها داده نمی شود . شما الان به جابر انصاری نگاه کنید و یا به تیم هایی که با بازیکنان تبریزی بازی می‌کنند. تیم ها اصلا توجهی به فوتبال محلات ندارند همین مدارس چه تاثیری در فوتبال تبریز دارند؟ در حالیکه در سال های فوتبالی ما فوتبال مدارس بسیار قوی بودند و چهره های ورزشی از جمله فوتبال از مدارس معرفی می شدند.

آیانبود باشگاه های سازنده، فوتبال تبریز را به این روز انداخته است؟

به نظر بنده باید باشگاه های سازنده تبریز احیا شوند. باشگاه های سازنده ای همچون ایدم- موتوژن- توانیر -کمپیدور-موتورسازان- ریخته گری – پالایشگاه و غیره باید به فوتبال تبریز کمک نمایند . در آن سال ها کسانی که در این باشگاه ها خوش می درخشیدند خیلی سریع به تراکتورسازی یا ماشین سازی معرفی می شدند. هم اکنون توانیر و پالایشگاه امکانات خیلی خوبی دارند و حداقل می توانند در فوتبال پایه فعالیت کنند که استعدادهای ما از بین نروند.

پول چه نقشی در فوتبال ایران دارد؟

در گذشته وقتی فوتبالیستی به تراکتور سازی یا ماشین سازی می آمد ادعای پول نداشت ، می دانست که پولی وجود ندارد ولی اکنون فوتبال تبدیل به یک صنعت و شغل شده است و اگر پول نباشد کسی با فوتبال کاری ندارد . اما مدیریت پولی نیز بسیار مهم است و اگر مدیریت صحیح نشود، بازدهی خوبی نخواهد داشت . بنده زمانی که مربی گسترش فولاد بودم طرحی ارائه کردم که طرح کارانه بازیکنان و یک بحث کارشناسی بود که بازیکنان احساس مسئولیت کنند و پول های بی زبان ، بی رویه هدر نرود و هر فوتبالیست نسبت به کارایی خودش پول دریافت کند . که متاسفانه این طرح کنار گذاشته شد و الان بازیکنانی آمده اند که سه برابر و یا بیشتر از عملکردشان پول دریافت می کنند .

چه پیشنهادی به این موضوع از لحاظ مدیریتی دارید؟

بنده می توانم بگویم که سرمایه گذاری باشگاه ها نباید مقطعی باشد و حداقل در موقع بستن قراردادها دقت زیادی به خرج دهند و مدیریت نیز اهدافی بلند مدت و حداقل ده ساله داشته باشد.
در تیمی همچون تراکتور سازی نباید مقطعی برنامه ریزی کرد. به طور مثال یکبار تراکتورسازی سهمیه آسیا را گرفت و سال بعدی هفتم شد. می‌توان با برنامه ریزی خوب و بلند مدت به فینال باشگاه های آسیا فکر کرد و باید نتیجه گرا هم نباشیم و به فوتبال پایه خیلی اهمیت دهیم . چون اگر تیم پشتوانه نداشته باشد قهرمان لیگ برتر هم شود در سال بعدی با کوچ بازیکنان به مشکل برخواهد خورد . تمامی این مسائل نیز در حد حرف باقی می ماند چون در فوتبال ایران ثبات وجود ندارد وبودجه مشخصی برای اداره باشگاه ها در نظر گرفته نمی شود.در کل باید تمامی هزینه ها مدیریت شود مثل کشورهای اروپایی نظیر آلمان ، که برای ۲۰ سال آینده هم برنامه دارند.
قراردادها کارانه ای شود و در این بین حداقل از کل هزینه ۲۰ درصد و یا بیشتر در پایه  ها سرمایه گذاری و هزینه شود که برنامه ای بلند مدت و اصولی به حساب می آید.

آیاضعف کادر فنی به نتیجه نگرفتن ماشین سازی دخیل بود؟

به هیچ عنوان کادر فنی ماشین سازی ضعیف نبود و همین کادر امتحان خود را در گذشته داده است. مربیانی با بیست سال سابقه کاری نمی توانند یک تیم به لیگ برتر بیاورند ولی رسول در طول پنج سال که کار مربیگری را آغاز کرده بود، توانست دو تیم را به لیگ برتر بیاورد و با یک تیم نیز در طول تاریخ فعالیتش قهرمان نیم فصل شود. پس این نشان دهنده قدرت و کارایی رسول در امر مربیگیری است رسول از لحاظ فنی بسیار قوی است و بازیخوانی عالی و یک شخصیت ریسک پذیر و نترس دارد و در آینده به یکی از بهترین ها تبدیل خواهد شد.
در تبریز هم بنده به همراه باغ آبادی مدرک مربیگری داریم و در بالاترین سطح کشور هم فوتبال بازی کرده ایم. گسترش فولاد را از لیگ استان به دسته اول آورده ام و همراه با رسول خطیبی به موفقیت های زیادی در تراکتورسازی ، گسترش و ماشین سازی رسیده ام.
مشکل ما در ماشین سازی ضعف کادر فنی نبود و حتی با اضافه شدن رودولفو نیز این مشکلات حل نشد . این درست است که هرگونه ضعف در نتیجه گیری به کادر فنی بر می گردد ولی در تبریز این گونه نیست و به مربیان و بازیکنان بومی به شکل دیگر نگاه می شود.
با جرات می توان گفت بعد از واسیلی گوجا، رسول خطیبی عملکرد بهتری در جوانگرایی و بومی سازی و حتی ریسک در بازی دادن به بازیکن نوجوانی همچون دیندار داشت. الان شما سالها بعد از دیندار خیلی خواهید شنید که فقط رسول می تواند به این بازیکنان بها بدهد. تمامی مربیان بالا ، پایین دارند و همیشه موفق نیستند . فرکی و قلعه نوعی هم با اینکه بیش از چند قهرمانی در کارنامه دارند ولی با این حال ناکامی‌های زیادی در مربیگری را بارها تجربه کرده‌اند.
در این مورد حساس و مهم باید فکر اساسی شود تا مربیان تبریزی و بومی بتوانند در آینده به موفقیت برسند ، متاسفانه مدیریت  های بومی باشگاهی ما نیز رفته رفته به محاق می رود و مدیران غیر بومی به فوتبال ما وارد می شوند ، این در حالی است که ما در تبریز مدیران لایقی داریم .

خطیبی ها از فوتبال تبریز چه می خواهند؟

من مربیگری را قبل از رسول شروع کردم اما احساس می کنم رسول به فوتبال تبریز دلسوزتر است و آرزو دارد یک روز تیمی از تبریز با بازیکنان و مربیان بومی قهرمان لیگ برتر شود ، یک حس قوی به این مساله دارد و در ضمن مخالف فوتبال حرفه ای در امر جذب بازیکن نیست و پیشنهاهای خوبی هم از لحاظ مالی در اول فصل نسبت به ماشین سازی داشت ، ولی متاسفانه اتفاقاتی افتاد که رسول به خواسته هایش نرسید. ای کاش رسول امسال جوانگرایی نمی کرد و می توانست مقداری با تجربه تر عمل کند .درماشین سازی به غیر از آندو و بازیکنان خارجی اکثر بازیکنان قرار داد آنچنانی ندارند. شما به قرار دادهای سجاد رهبر ، علی دیندار و سایرین نگاه کنید که پایین تر از پنجاه میلیون می‌باشند.
در این بین چون رسول ریسک پذیر بود این کارها را انجام داد و اگر موفق می شد آیا کسی به کارهای مثبت او اشاره می‌کرد.این شرایطی بود که پیش آمد در اول فصل بسیار خوب نتیجه گرفته بودیم که بعدها اتفاقاتی افتاد که نبایدمی افتاد . نبود استادیوم و زمین بازی و همچنین نبود زمین تمرین مناسب از لحاظ روحی و روانی بر بازیکنان ماشین سازی و همچنین کادر فنی اثر گذاشت و عوامل دیگری هم بودند که بر نتیجه نگرفتن تیم تاثیر داشتند و همچنین بد بیاری یقه تیم ماشین سازی را گرفت و نتوانستیم تیم را از این حالت منفی بیرون بیاوریم.

بعد از استعفای رسول چه شد که در بازی ذوب آهن روی نیمکت نشستید؟

وقتی رسول استعفا داد من فردای آن روز برای تسویه به باشگاه رفتم و چون تیم مربی نداشت و رودلفو هم به پرتغال رفته بود مدیر عامل از من درخواست کرد تا تیم و مردم مارا تنها نگذارم و بنده نیز به همین خاطر تنها یک بازی روی نیمکت تیم نشستم و تمام توانم را به کار گرفتم تا تیم نبازد. این تغییرات در کادر فنی برای تمامی مربیان صادق است و مربیان بزرگی همچون فیروز کریمی و غیره برکنار شده اند.

چه برنامه ای برای ادامه مربیگری دارید؟

من از اول فصل هم پیشنهادهایی داشتم و امروز که با شما صحبت می کنم چند پیشنهاد از لیگ دو ، لیگ برتر و لیگ یک دارم. ولی آرزویم این است که در مجموعه ای کار کنم که آرامش و امکانات مناسب داشته باشد. از دسته های پایین مانند لیگ دو یا لیگ یک شروع کنم و پله پله به رده های بالا صعود کنم و به کار خودم ایمان دارم و دوست دارم آموخته ها و تجربه هایم را به جوانان منتقل نمایم و پدیده ای مانند علی دیندار را به فوتبال معرفی کنم.

آیا به مدیریت در فوتبال علاقه دارید؟ و می توانید با قرار گرفتن در راس هیات فوتبال تبریز و استان کمک نمایید؟

بنده به عنوان یک مربی فوتبال علاقه دارم به صورت یک مربی و شغل مربیگری به فوتبال بپردازم و علاقه ای هم به کارهای مدیریتی ندارم و به آن فکر هم نکرده ام. چون برای شغلم خیلی وقت گذاشته ام و در کلاس های متفاوت مربیگری شرکت نموده ام و در این مورد لطمات زیادی نیز به من رسیده است و چون عاشق کارم هستم و با تمام سختی ها ادامه داده‌ام ، می دانم روزی در این امر موفق خواهم شد ، از مدیران هم خواهش می کنم که با دید فنی و آینده نگرانه بر مسند این پست حساس تکیه کنند و دلسوز جوانان باشند.
هم اکنون از لحاظ سخت افزاری و غیره خیلی از استان های رقیب عقب هستیم ولی امیدوارم کسی که مدیریت خطیر این رشته را در استان به دست می گیرد مشکلات عدیده را حل نماید.

آیا ۳ تیم لیگ برتری برای استان مناسب است؟

به این مساله باید از دو بعد نگاه کنیم . از بعد اول ۳ تیم از نظر من کم است. چون در استان و استان های هم جوار بازیکنانی هستند که نمی توانند در بورس فوتبال قرار بگیرند و استعداد های آن ها به هدر می رود ولی از بعد دیگر و از لحاظ سخت افزاری سه تیم زیاد است. حالا اگر ماشین سازی یک استادیوم حداقل پنج هزار نفری داشت آن موقع می توانستیم حرفی برای گفتن داشته باشیم و تا زمانی که یک چارچوب برای باشگاهداری تعریف نشده است حتی یک تیم هم زیاد است. یک روز شورا از تیم حمایت می کند ولی سال بعد معلوم نیست حمایت شود یا نه . مدیریت یک باشگاه صنعتی یک سال تیم داری می کند و سال بعد با تغییر مدیریت، حمایت از باشگاه نیز فراموش می  شود ، این مساله برای هر سه تیم لیگ برتری صدق می کند ولی باید خیلی به این مساله تیم داری و شکل آن توجه شود.

در آخر چه سخنی با طرفداران تیم های تبریزی دارید؟

اول از هرچیز به نوبه خودم از تمامی طرفداران ماشین سازی عذرخواهی می‌کنم که نتوانستیم آرزوی آن ها را برآورده کنیم ، دعا می کنم که ماشین سازی در آخر فصل به اقتدار برسد و نتایج خوب بگیرد، هواداران نیز ماشین سازی را تنها نگذارند.
تیم تراکتور سازی هم که تیم اول استان است حالاتبدیل به تیم اول ایران شده است و اگر با همین روند ادامه دهد تبدیل به تیم اول آسیا خواهد شد، از هر نظر قابل احترام می باشد که در هر دوجام مدعی قهرمانی است. قلعه نوعی هم تمامی تجربیاتی که بدست آورده است در اختیار تراکتور سازی قرار داده و همه باید در این راه کمک کنیم تا موفق شود. نباید با یک بار نتیجه نگرفتن در یک بازی که طبیعی است، رسانه ها تیم را به حاشیه ببرند، آرزویم قهرمانی تراکتورسازی است.
گسترش فولاد نیز که یک تیم شخصی است باید از طرف طرفداران فوتبال حمایت شود . چون با این همه مشکلات اقتصادی، تیم داری خیلی سخت است که مدیریت گسترش فولاد تبریز به آن پرداخته است و اگر تیم نتیجه بگیرد مطمئنا تماشاگران نیز از تیم حمایت خواهند کرد . امیدوارم تماشاگران نیز تیم گسترش فولاد را تنها نگذارند  . گسترش فولاد هم اکنون از بحران نتیجه نگرفتن در اوایل فصل خارج شده است و امسال نتایج خوبی خواهد گرفت.
در آخر ازاینکه این فرصت را به من دادید تشکر می کنم و از مدیریت روزنامه مهد آزادی که زحمات زیادی را در قبال مسائل شهر و استانمان می کشند قدردانی می کنم بیست سال قبل در چنین روزهایی بود که مهمان روزنامه مهد آزادی بودم و خاطره خوبی هم از آن روزها به یاد دارم.

همچنین ببینید

تساوی تراکتور و ماشین در دیدار دوستانه

دو تیم تراکتورسازی و ماشین سازی دریک بازی دوستانه و رد ورزشگاه اختصاصی تراکتور سازی …